از سال گذشته دلایل متعددی برای صعود بورس مطرح بود؛ رشد نرخ ارز، تورم، افزایش سرمایه شرکت ها و ورود نقدینگی جدید به بورس. اما از ابتدای امسال به ویژه بعد از عرضه شستا در 27 فروردین امسال، موضوع حمایت دولت از بورس به دلیل داغ کردن عرضه های دولتی و شبه دولتی و نیاز قوه مجریه به تامین مالی از بورس مهم ترین دلیل جهش قیمت ها و شاخص در بورس بوده است. بر همین اساس برخی معتقدند که با توجه به تداوم عرضه های دولتی تا انتهای امسال، شاهد ریزش شدید و دامنه دار و مداوم در بورس نخواهیم بود. با این حال اکثر کارشناسان معتقدند که روند صعودی فعلی به زودی متوقف و بازار متعادل می شود یا دچار ریزش خواهد شد.
این فرایند، سوخت کردن نقدینگی است

در این خصوص، حیدر مستخدمین‌ حسینی، اقتصاددان و رئیس سابق هیئت مدیره بورس معتقد است رشدهای کنونی شاخص بورس تداعی‌کننده حرکت سال ۱۳۹۲ است. یعنی زمانی که به گفته این کارشناس بازار سرمایه، دولت با هدف کاهش تورم، ابتدا وجوه نقدی را به سمت بازار سهام گسیل داد و بعد از تجمیع با یک حرکت موجب کاهش شاخص سهام شد. وی از این فرایند به‌عنوان سوخت‌کردن نقدینگی یاد می‌کند و درباره تکرار آن نگران است. به گزارش ایرنا حسینی گفت: صعود بورس تا جایی که توانست ارزش خود را متناسب با تورم و کاهش ارزش پول رشد دهد، منطقی بود، اما بعد از این که وضعیت از حالت تعادلی خود خارج شده، این افزایش شاخص بورس نگرانی‌هایی ایجاد کرده است. این اقتصاددان درباره زمان این ریزش توضیح داد: من حس می‌کنم چنین ریزشی از لحاظ زمانی نزدیک باشد، زیرا ما اتفاق خاصی از لحاظ ایجاد طرح توسعه‌ای و بازسازی در واحدهای بورسی نمی‌بینیم.
75 درصد بازار حبابی است
گفتنی است اوایل اردیبهشت ماه نیز معاون شرکت بورس تهران از نتایج مطالعاتی در بورس گفت که طبق آن رشد قیمت بخش زیادی از شرکت های بازار سرمایه متناسب با عملکرد و سودآوری شرکت ها نیست. وی با اشاره به 400 شرکت بورسی توضیح داد که درباره 98 درصد شرکت ها، قیمت سهام در سال ۹۸ رشد کرده اما در مقابل انتظار رشد سودآوری و فروش آن ها با این رشد قیمتی همخوانی ندارد و عملکرد شرکت ها نتوانسته آن را پوشش دهد.احمد توکلی، اقتصاددان و نماینده سابق مجلس هم رشد فعلی بورس را حبابی دانست و هشدار داد:«وقتی اقتصاد با سرعت به سمت رکود شدیدتر پیش می‌رود و طبق قاعده باید وضعیت همه بخش‌ها نیز خراب باشد، چه معنی دارد بورس ایران برخلاف همه بورس‌های جهان در حال رشد باشد؟ مگر آن که ناسلامتی در کار باشد!» وی افزود:«برای نمونه وقتی دارایی یک شرکت ۴۵۰ میلیارد تومان است چگونه بدون هیچ اتفاقی در عملکرد این شرکت، ارزش آن به 4 هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان می‌رسد!؟ اگر این حباب نیست، پس چیست!؟» وی افزود: «اگر حباب بازار بترکد، دولت پاسخ‌گوی سرمایه از دست رفته عامه مردم است؛ چرا که مسئول همه چیز است و باید برای همه حالت ها تدبیر کند».
رشد خطرناک بورس بزرگ ترین تهدید سال 99
فرشاد مومنی اقتصاددان مشهور نهادگرا و منتقد دولت نیز در این خصوص با اشاره به این که حباب سهام برخی شرکت‌های ورشکسته‌ تا ۴ برابر افزایش یافته ، گفته است: رشد خطرناک و حبابی بورس کشور بزرگ ترین خطری است که اقتصاد ایران را در سال ۹۹ تهدید می‌کند و متاسفانه کسانی که می‌دانند این موضوع چه فجایعی می‌تواند در سرنوشت بنگاه‌ها و مردم داشته باشد، سکوت کرده‌اند.
چرا دولت و تحلیلگران هشدار نمی‌دهند؟
شاید بپرسید که اگر سخن این کارشناسان درست و اوضاع خیلی خطرناک است پس چرا خود دولت، وزیر اقتصاد و سازمان بورس رسما هشدار نمی دهند؟ یا این که چرا برخی دیگر از تحلیلگران می گویند که همه بورس حبابی نیست و صرفا بخشی از بازار است؟
مثلا دو روز پیش وزیر اقتصاد بعد از توضیح درباره برنامه واگذاری های دولتی صرفا از مردم درخواست کرد با مطالعه و مشاوره تصمیم بگیرند و از شتاب‌زدگی برای حضور در بورس خودداری کنند و هشداری مطرح نکرد. وی صرفا مردم را از خرید سهام شرکت های غیرمطلوب بر حذر داشت و افزود:« عرضه‌های اولیه استمرار دارد و اگر سهام یک شرکت مطلوب نبود، مردم آن را خریداری نکنند».واقعیت این است برخی از کارشناسان بعد از یک سال هشدار درباره حبابی شدن بورس دریافته اند که قدرت نقدینگی هجوم آورده به بازار سرمایه بیشتر از تحلیل های بنیادین است. بنابراین ترجیح می دهند محتاطانه تر صحبت کنند. برخی نیز به دلیل منافع خودشان در بورس، هشدارآمیز سخن نمی گویند. مسئولان دولتی و وزارت اقتصاد هم که صرفا توصیه به رعایت اصول سرمایه گذاری می کنند و هشدار صریح نمی دهند، احتمالا دو منظور دارند. اولا نمی خواهند موجب ایجاد ریزش سنگین شوند و ثانیا دولت برای فروش راحت دارایی ها و شرکت‌های خود به بورس پررونق نیاز دارد.
مسئله ریزش یا عدم ریزش نیست، مسئله تعیین زمان ریزش است
به عنوان جمع بندی، باید بدانیم که محرک اصلی این روزهای بورس هجوم نقدینگی است و حمایت ضمنی دولت هم این نقدینگی را داغ تر کرده است. نکته مهم دیگر نیز این است که این روند صعودی قطعا متوقف می شود. مسئله این است که توقف این روند کی خواهد بود و چگونه؟ آیا همین امروز خواهد بود یا یک ماه دیگر؟ تعیین این زمان هم تقریبا غیرممکن است چرا که بازار بر اساس تحلیل رشد نمی کند که با تحلیل انتهای مسیر صعودی تعیین شود. بلکه نقدینگی محرک بازار و هم تحلیل ناپذیر است.علاوه بر زمان، چگونگی توقف هم مهم است؛ ریزش موقت و متعادل شدن بازار یا ریزش سنگین دامنه دار؟ اگر بعد از توقف صعود، بازار بعد از یک ریزش موقت متعادل شود، زیان کم خواهد بود. اما اگر بعد از توقف روند صعودی، شاهد فروش های گسترده و صف فروش های بی پایان باشیم، قطعا کسانی که در نزدیکی قله سهام خریده اند زیان های سنگینی خواهند کرد. اگرچه در شرایط فعلی، ریزش دامنه دار و گسترده به هیچ وجه به نفع دولت نیست اما باید توجه کرد که در صورت وقوع چنین سناریویی، از دولت هم کار زیادی در برابر سیل نقدینگی بر نخواهد آمد.