به گزارش پایگاه خبری 60 دقیقه به نقل از خبرگزاری علم و فناوری، فضای تازه متولد شده استارت آپی کشوربا چالش های مختلفی رو به رو است، آسیب شناسی این فضا و انتقال تجارب افراد صاحب نظر و با تجربه این حوزه تا حدود زیادی باعث کاهش ریسک و شکست استارت آپ ها می شود.
دکتر فرداد زند سابقه تحصیل ،کار و راه اندازی استارت آپ در کشورهای هلند، امریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس را دارد، و قریب به دو سال است که به ایران برگشته و فعالیت های استارت آپی خود را در کشور آغاز کرده است.
وی دارای مدرک فوق دکترای از دانشگاه امریکا و با تجربه راه اندازی استارت با همکاری اساتید دانشگاه ام ای تی و هاروارد است ، که برای انتقال تجربیات وی به موسسان استارت آپ ها ، خبرگزاری علم و فناوری زندگی شخصی ،فعالیت های استارت آپی و اندیشه های این فعال اقتصادی را مورد بررسی قرار داده و آسیب های فضای استارت آپی کشور را از نگاه زند تحلیل کرده است.
فرداد زند از سن14 سالگی وارد دنیای کسب و کار شده است.وی در دروان راهنمایی تحصیل که شاگرد اول مدرسه استعداد درخشان بود ترک تحصیل کرده و به درس خواندن در خانه مشغول شده است تا بتواند به کسب و کارش نیز برسد.از ویژگی های زند تصمیم گیری و حس استقلال از همان سنین پایین است.

زند در حالی که دانشجوی سال سوم مهندسی پلیمر بوده است متوجه می شود که به رشته مهندسی کامپیوتر و برنامه نویسی علاقه مند است و در واقع دو مدرک کارشناسی می گیرد و پس از دوسال فعالیت در صنعت رشته مدیریت را برای ادمه تحصیل انتخاب می کند و عازم هلند می شود.
در هلند در کنار تحصیل که در همان ترم اول شاگرد اول شده بود و پیشنهاد اجرای پروژه با یکی از اساتید به وی داده شده بود ، اولین استارت آپ خود مبتنی بر فضای مجازی ایجاد کرده که پس از 9 ماه فعالیت به رشد خوبی می سد تا انجا که چهار خریدار به سراغ او می آیند و نهایتا استارت آپ خود را می فروشند و پتانسیل این استارت آپ تا جایی بود که بعد از چهار سال این کسب و کار توسط یکی از ساب سیدری‌های ebay خریداری شده بود.
پس از پایان کارشناسی ارشد، رشته اقتصاد را برای اخذ مدرک دکترا انتخاب می کند. در کنار تحصیل در مقطع دکترا ، سه استارت آپ دیگر را راه اندازی می کند، که برخلاف دوره ارشد هرسه استارت آپ با شکست مواجه می شود.
پس از پایان مقطع دکترا، برای اخذ مدرک فوق دکترا عازم آمریکا می شود، که پس از پایان این مقطع به پیشنهاد دو نفر از اساتید دانشگاه ام آی تی و هاروارد یک استارت آپ مرتبط با دوری فوق دکترا را راه اندازی می کند، که ظرف مدت چند روز موفق به جذب پانصد میلیون دلار سرمایه برای استارت آپ می شوند، اما پس از یک سال و نیم سرمایه ها به صفر می رسد و استارت آپ به نتیجه نمی رسد، و پس از شکست 3 استارت آپ دوره دکتری ، این شکست نیز اضافه می شود.
زندکه از این شکست ها سرخورده شده بود از آمریکا عازم هلند می شود وبه عنوان استاد یار دانشگاه کار تحقیقاتی را آغاز می کند، در هلند برای کارهای نوآوری و کارآفرینی یک نرم افزار راه اندازی می کند و پس از یک سال و نیم کار درهلند متوجه می شود که علایق و روحیاتش چیز دیگری است.
وی با دانشگاه تصفیه کرده و به قصد همکاری با شرکت مکنزی عازم حوزه خلیج فارس می شود و به کار کارمندی مشغول می شود،پس از مدتی تصمیم به ترک کار کارمندی می گیرد و به دنبال علاقه واقعی خود یعنی راه اندازی کسب و کار می گیرد، این می شود که تصمیم می گیرد به ایران برگردد.
زند در حال حاضر شرکت مشاوره ی مدیریت را تاسیس کرده و با 14 استارت آپ در حال همکاری است.تجربه های فرداد زند در آسیب شناسی فضای استارت آپی کشور برای موسسان استارت آپ ها و افرادی که قصد دارند کسب و کار نوپای خود را تاسیس کنند یا توسعه بدهند می تواند مفید واقع شود.
در ادامه خبرگزاری علم و فناوری مفاهیمی همچون اعتبار سنجی و تحقیق بازار، fit for purpose، pilot trap(پایلوت ترپ) ، team comflat و ... را با یک نگاه آسیب شناسانه فضای استارت آپی کشور از نگاه زند مورد بررسی قرار داده است.


یک بخش از استارت آپ شما ارائه ایده محصول یا خدمات است.زند در این زمینه بیان داشته است:خیلی وقت‌ها شما لزوماً راه‌حلی برای مشکلاتی که هست فراهم نمی‌کنید. شما کاری را انجام می‌دهید که فکر می‌کنید خوب است. وی افزوده است: ایده‌ای را می‌پرورانید که احساس می‌کنید ایده‌ی خوبی است و آرزوی شماست. ولی لزوماً آیا در بازار هم همین برخورد با آن ایده می‌شود؟ آیا شما واقعاً مشکلی را برطرف می‌کنید؟
زند که تجربیات مختلفی در زمینه کار با تیم های استارت آپی مختلف دارد،اذعان داشته است: . تیم‌هایی بوده که من با آن‌ها درگیر شدم و یک سال و نیم مشغول توسعه محصولی بوده‌اند که بعد از یک ماه به این نتیجه رسیده‌اند که این محصول به درد بازار نمی‌خورد یا نمی‌تواند آن مشکل را که برایش طراحی شده، رفع کند.
زند با اشاره به اینکه گاهی اصلاً چنین مشکلی وجود ندارد گفته است: در واقع این تصورات و آرزوهای یک تیم بوده که یک چنین مشکلی را برای خودش ترسیم کرده و بعد یک راه‌حل برایش پیدا کرده است.
وی در این زمینه استراتژی تیم ها را اشتباه می داند و بیان داشته است: تیم های استارت آپی این تفکر را دارند که اول باید به دنبال تولید یک محصول خوب باشیم، در صورتی که ابتدا باید به دنبال تست محصول باشیم یعنی اینکه این سوال را از خودمان بپرسیم آیا ایده ای که روی آن کار می کنم یک مشکل است که حالا ما قصد داریم آن را برطرف کنیم؟
زند یکی دیگر از مشکلاتی که استارت آپ ها با آن مواجه هستند را fit for purpose (ترجمان صحیح مشکل و هدف گذاری متناسب)می داند. وی در این زمینه بیان داشته است: ترجمان صحیح مشکلی که در بازار وجود دارد و تولید محصول بر اساس آن ترجمان صحیح و نه هر ترجمانی بسیار ضروری است.
وی در تکمیل مفهوم ترجمان صحیح از مشکلی که در بازار وجو دارد اذعان داشته است: بر طبق تحقیق بازار متوجه شده اید که این مشکل در بازار وجود دارد،اما باید توجه داشت لزوما با هر چیزی که ما فکر می کنیم می شود این مشکل را حل کرد و یا چون ما یک رشته خاص و یا کار خاصی را بلد هستیم پس راه حل آن مشکل هم می تواند به ما مرتبط باشد، جواب درستی نیست.

 

زند افزوده است:این هم از همان مواردیست که وقتی با دوستان و همکاران صحبت می‌کنم خیلی به آن تأکید دارم که حتماً تست کنید و ببینید چیزی که شما دارید راه‌اندازی می‌کنید، واقعاً چیزی هست که بازار می‌خواهد و می‌تواند مشکلی را حل کند؟
مشاور کسب و کارهای نوپا دیگر چالش های فضای استارت آپی کشور را pilot trap(پایلوت ترپ) به مفهوم اینکه ایده اولیه وقتی وارد فاز اجرایی می شود آن چیزی که حاصل می شود با ایده اولیه هم خوان نداردمی داند.
وی در بیان این مسئله با اشاره به این چالش به عنوان دلیل شکست استارت آپ ام ای تی هاروارد که در آمریکا راه اندازی کرده بود، بیان داشته است: موضوعی که در استات آپ ها اتفاق می افتد این است که یک بانک، یک مؤسسه و حتی بعضی مواقع ویسی‌های عزیزمان یک ایده‌ای را می‌آورند بعد مسیر به یک سمت و سویی می‌رود که شاید آن تیم و بنیان‌گذارانش و حتی بازار هم انتظارش را نداشته است.
زند افزده است: درواقع محصولی که حاصل شده است اصلاً این چیزی نبوده که ما می‌خواستیم تولید کنیم و فرسنگ‌ها با ایده‌پردازی‌ها و چیزی که در ذهن ما بود فاصله دارد، بنابراین مواظب این تله‌ی پایلو تراپ باشید.

وی در بیان دیگر مسائلی که استارت آپ ها را به چالش می کشاند به موضوع team comflat اشاره می کند. به این مفهوم که کار گروهی تیمی باید به خوبی انجام شود تا استارت آپ به موفقیت برسد.
زند در ارتباط با ضعف کار گروهی و تیمی در استارت آپ ها بیان داشته است: من فکر می‌کنم ما در کار گروهی ضعف داریم و این به علت کم انجام دادن کار گروهی است. من در دوران کارشناسی خودم به ندرت یادم می‌آید که کار گروهی انجام داده باشم و اگر هم یک کار گروهی انجام می‌دادیم، یک انگ تقلب می‌چسباندند و می‌گفتند که شما کارهایتان شبیه هم است و تقلب کرده‌اید. در صورتی که ما با همفکری هم این کار را انجام داده بودیم.
وی با اشاره به تجربیاتش در خارج از ایران افزوده است: چرا من باید همه‌ی کارها را تنهایی انجام بدهم درصورتی که تجربه‌ی خارج از کشور من درست عکس این موضوع بود و همیشه در تیم‌های دو و یا سه نفره کار می‌کردیم.
زند با تاکید بر یادگیری کار گروهی به عنوان یک اصل گقته است: یاد بگیریم که با هم کار کنیم و به عقاید و نظرات مخالفان احترام بگذاریم و بتوانیم با هم تعامل کنیم و با هم به سمت یک هدف مشترک پیش برویم.
مشاور کسب و کارهای نوپا دیگر آسیب های فضای کشور را ایجاد تب تاسیس استارت آپ به عنوان یک هدف اشاره کرد. به این مفهوم که یک استارت آپ دو سال است که در فاز راه اندازی است و به جمع آوری جوایز از یک مسابقه به مسابقه دیگر دلخوش کرده است و چندین جایزه را برنده شده است اما هوز وارد فاز اجرایی نشده است.
وی تعامل بین سرمایه گذاران و تیم های استارت آپی را از دیگر نکاتی دانست که در فضای اکوسیستم استارت آپ ها لازم است مورد توجه واقع شود.زند در این زمینه بیان داشته است:با بچه‌های کارآفرین صحبت که می‌کنیم سرمایه‌گذار را یک غول وحشناک و ترسناک می‌بینند که هنگام جلسه انگار می‌خواهند وارد رینگ کشتی بشوند. در جلسات، استرس در چهره‌ی آن‌ها مشخص است.
وی نگرش صحیح به سرمایه گذار را این گونه بیان کرده است : سرمایه‌گذار شریک شما در این تجارت است نه دشمن شماست و نه با شما مشکلی دارد بلکه می‌خواهد به شما کمک کند.
زند مباحث روانشناسی چون خواستن، توانایی، انرژی و هزینه دادن را لازمه موفقیت در استارت آپ ها دانسته است.مشاور کسب و کارهای نوپا در این زمینه بیان داشته است: اول از همه این که به جد بخواهید که تغییر کنید و مسیرتان را تغییر دهید. این خواسته از نظر من خیلی مهم است و بعد از آن مهارت‌های خودتان و ابزارهای لازم برای این تغییر را هم فراهم کنید. حالا یا آن‌ها را کسب کنید و یا بدنبال یادگیری آن‌ها بروید.
وی با تاکید بر لزوم کسب مهارت های لازم برای موفقیت در استارت آپ اذعان داشته است:در هر صورت بدون ابزار نمی‌توان پای کوه ایستاد و با یک گیوه بگویید که من می‌خواهم دماوند را فتح کنم. می‌دانم که می‌خواهی ولی آیا می‌توانی این کار را انجام بدهی؟
بحث بعدی این است که در ضمن این مسیر پر پیچ‌ و‌ خم و پرتلاطم باید سعی کنید انرژی و رغبت خودتان را نگه دارید.
زند با اشاره به تجربیات استارت آپی خود گفته است: من هم بارها در این مسیرها با خودم می‌گفتم چه اشتباهی کردم،این مسیر سختی است و هنوز سه ماه بیشتر نگذشته به نقطه‌ی اول برگردم.
وی افزوده است: هر تغییری سختی‌های خاص خودش را دارد. این که بتوانید ممارست بخرج بدهید به نظر من یک هنر است.
در نهایت، خودتان را آماده کنید برای این که هزینه‌های شکست را بپردازید. هر تغییری ممکن است منجر به شکست شود. بنابراین اگر آماده باشیم که هزینه‌های آن را بپردازیم، اول این که ناامید نمی‌شویم تا برای دفعه‌ی بعد تصمیم بگیریم و تغییر بدهیم. دوم این که زمانی که آن شکست به ما متحمل می‌شود، خیلی به ما آسیب نمی‌رساند.