شروع یک کسب و کار تازه انتخاب دشواری است. به ویژه کارآفرینان جوان به دلیل فقدان تجربه کافی اغلب اوقات با چالش های متعددی مواجه خواهند شد. به همین خاطر باید همیشه پیش از شروع کسب و کار تازه تمام جوانب کار را مدنظر داشت. عجله در این مسیر کار را خراب خواهد کرد. کارمندانی که به کار روزانه بین ساعت 8 صبح تا 5 بعد از ظهر عادت دارند، مدیریت یک کسب و کار به صورت تمام وقت را دشوار خواهند یافت. البته داشتن کسب و کار شخصی مزیت های متعددی نیز به همراه دارد، با این حال باید پیش از شروع زودهنگام کسب و کار شخصی تمام جوانب آن را مدنظر قرار داد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شصت دقیقه از فرصت امروز، بدون تردید شروع یک کسب و کار جدید علی رغم تمام مزیت های خود همراه با استرس و نگرانی زیادی خواهد بود. به همین خاطر در این بخش هدف اصلی من بررسی توصیه های مناسب برای شروع کسب و کار است. به این ترتیب شانس ما برای موفقیت در زمینه مدیریت کسب و کار شخصی مان افزایش خواهد یافت.

این مقاله به شما فاکتورهای مهم در زمینه موفقیت در کسب و کار را معرفی خواهد کرد. در ادامه هفت مورد از مهم ترین فاکتورها را با هم مرور خواهیم کرد.

1. ماهیت کسب و کاری که می خواهیم شروع کنیم

هنگامی که ما کسب و کار شخصی مان را شروع می کنیم، نخستین المان مهم مدنظرمان باید ماهیت آن باشد. شما قصد فروش چه چیزی در کسب و کارتان را دارید؟ براساس آنچه قصد فروش اش را داریم، سه نوع محصول کلی قابل تشخیص است: خدمات، تجارت و تولید.

در زمینه خدمات امکان فروش یا کارشناسی وجود دارد. به عنوان مثال ما امکان فعالیت در زمینه فروش خدمات تحصیلی و آموزشی یا مشاوره خانواده و روانشناسی را خواهیم داشت. این امر در زمینه تجارت پیرامون جمع آوری محصولات موردنیاز مشتریان و فروش یکجای آنها خواهد بود. خرده فروشی ها بهترین مثال در این زمینه هستند. خوشبختانه با توسعه اینترنت امکان فروش محصولات مختلف نیز فراهم شده است. در نهایت، عرصه تولید نیز پیرامون ترکیب مواد اولیه مختلف و تولید محصولات تازه در جریان است. در این زمینه امکان ایده پردازی و خلاقیت بیشتر فراهم است. به همین خاطر اغلب افراد خلاق علاقه مند به فعالیت در زمینه تولید هستند.

2. اهمیت مشتریان هدف

یکی از مهم ترین المان های موفقیت در عرصه کسب و کار تحت عنوان مشتریان شناخته می شود. به هر حال هر کسب و کاری با هدف جلب نظر مشتریان در حال فعالیت است. به همین خاطر باید برنامه ای دقیق برای جلب نظر آنها داشت. هیچ برندی بدون همراهی مشتریان و ترغیب آنها به سوی خرید محصولاتش امکان دستیابی به موفقیت را نخواهد داشت.

پیش نیاز موفقیت در عرصه کسب و کار شناخت مشتریان به شیوه درست است. بی تردید تمام افراد حاضر در یک بازار مشتری هدف ما نیستند. مزیت شناخت مشتریان صرفه جویی در هزینه های تبلیغاتی و بازاریابی خواهد بود به این ترتیب دیگر نیازی به سرمایه گذاری بر روی انتقال پیام بازاریابی برندمان به مخاطب های مختلف نیست.

شناخت درست مشتریان نیازمند مطالعه و پژوهش درباره آنهاست. متاسفانه بسیاری از برندها با این امور میانه خوبی ندارند. به عنوان یک برند تازه تاسیس باید درک مناسبی از فرآیندهای پژوهش درباره مشتریان داشته باشیم. به این ترتیب امکان موفقیت در عرصه کسب و کار برای ما فراهم خواهد شد.

3. چالشی به نام موقعیت مکانی

موقعیت مکانی کسب و کار ما اهمیت بسیار زیادی دارد. موفقیت یا شکست کسب و کارها تا حد زیادی به این نکته بستگی دارد. جالب اینکه اغلب برندها نسبت به موقعیت مکانی کسب و کارشان توجه کافی را ندارند. وقتی ما به دنبال انتخاب مکانی برای راه اندازی کسب و کارمان هستیم، باید موقعیت های مختلف را بررسی کنیم. سپس از میان گزینه های مختلف انتخاب بهترین مکان ضروری خواهد بود.

به راستی چگونه باید گزینه های مکانی مختلف را با هم مقایسه کرد؟ در اینجا ما نیازمند یک معیار مرکزی هستیم. از نظر من سهولت دسترسی به مکان موردنظر و حضور مداوم مشتریان در آنجا اهمیت خاصی دارد. با توجه به همین دو معیار امکان انتخاب مکان مناسب وجود خواهد داشت.

4. ارزیابی میزان سرمایه موردنیاز

پس از آنکه ما در زمینه انتخاب محصول و مکان موردنظرمان برای شروع کسب و کار به توافق رسیدیم، باید پیرامون سرمایه موردنیاز نیز فکر کنیم. بدون شک شروع یک کسب و کار بدون داشتن سرمایه مناسب امکانپذیر نیست. به همین خاطر اغلب برندها پیش از شروع به فعالیت برنامه ای دقیق و مکتوب در مورد سرمایه موردنیازشان تهیه می کنند. وقتی از سرمایه صحبت می کنیم، تمام منابع مادی و انسانی موردنیاز برای مدیریت کسب و کار مدنظر قرار دارد.

بی تردید دستیابی به مقدار سرمایه موردنیاز برای مدیریت کسب و کار امر ساده ای نیست. در این میان ما باید برنامه ای دقیق در مورد بازار هدف برندمان داشته باشیم. همیشه با ارزیابی دامنه مخاطب هدف امکان برآورد هزینه های موردنیاز وجود دارد. اگر ما بودجه موردنیاز را به صورت نقد در اختیار داشته باشیم، کارمان بسیار راحت تر خواهد بود. در غیر این صورت باید به دنبال همکاری با بانک ها و سازمان های سرمایه گذاری در کسب و کارهای نوپا باشیم. نکته مهم در هر دو حالت داشتن برنامه دقیق پیرامون میزان هزینه های برندمان و بودجه موردنیاز است. به این ترتیب امکان تاثیرگذاری بر روی مشتریان به بهترین شیوه فراهم خواهد شد.

5. استخدام نیروی کار

کارآفرینان امکان مدیریت تمام بخش های کسب و کارشان به صورت انفرادی را ندارند. به همین خاطر تمام شرکت ها دارای نیروی کار هستند. این امر در مورد تمام شرکت ها صادق است، بنابراین فکر مدیریت شرکت به صورت انفرادی در ابتدای راه را فراموش کنید. شاید در ابتدا کارمندان ما بسیار اندک باشند، اما حضور آنها برای پیشبرد اهداف ضروری است. استخدام نیروی کار همیشه دشوارترین مرحله مدیریت کسب و کار محسوب می شود. به همین خاطر بسیاری از برندها اقدام به گزینش نیروی کار می کنند. این امر شامل مقایسه توانایی ها و مهارت های افراد متقاضی خواهد بود. پیشنهاد من در این بخش رفتن به سراغ کارمندان باتجربه و ماهر است. در این راستا شاید نیاز به جست وجوی کارمندان و پیشنهاد فرصت شغلی به آنها باشد. این امر به خوبی بیانگر اهمیت نیروی کار در زمینه کسب و کار است. بی تردید بدون نیروی کار ماهر امکان موفقیت در زمینه کسب و کار وجود ندارد. به همین خاطر در این زمینه باید نهایت دقت را مدنظر داشت.

6. اهمیت بازاریابی

بازاریابی همیشه یکی از فاکتورهای مهم برای موفقیت در عرصه کسب و کار محسوب می شود. شرکت ما در صورت بی توجهی به فرآیند بازاریابی امکان توسعه مناسب را نخواهد داشت. امروزه مشتریان حوصله جست وجو برای برندهای تازه را ندارند. به همین خاطر ما باید خود را به آنها معرفی کنیم. به لطف پیشرفت شبکه های اجتماعی فرآیند بازاریابی دیگر نیازمند صرف هزینه های گزاف نیست. نکته مهم در این میان برنامه ریزی درست و اصولی برای جلب مخاطب هدف است. در این صورت سرمایه گذاری ما بر روی فرآیند بازاریابی کاربردی خواهد بود.

بسیاری از برندها بدون برنامه ریزی اقدام به تولید محتوای بازاریابی می کنند. این امر نتیجه ای به جز شکست آنها در بهبود وضعیت شان را نخواهد داشت. امروزه دنیای کسب و کار و بازاریابی بدون برنامه ریزی دقیق هیچ آورده مشخصی برای برندها نخواهد داشت. شاید در الگوهای سنتی اهمیت برنامه ریزی کمتر بود، با این حال اکنون شرایط به طور کلی فرق کرده است، بنابراین باید با شرایط تازه هماهنگ شد.

7. همکاری با یک مشاور یا کارشناس ماهر

شروع یک کسب و کار تازه همیشه با چالش های متعدد همراه است. درست به همین خاطر اغلب شرکت های تازه تاسیس در پنج سال ابتدایی شان با شکست و حذف از دنیای کسب و کار مواجه می شوند. این امر به دلیل عدم آگاهی اغلب شرکت های تازه تاسیس از تمام نکات و راه و چاه های حوزه تخصصی کسب و کار شان است. این امر ضرورت همکاری با مشاور یا کارشناس خبره را افزایش می دهد. یک کارشناس به دلیل فعالیت طولانی در حوزه تخصصی ما به خوبی از نکات پنهان فعالیت در حوزه کسب و کار آگاهی دارد. به این ترتیب امکان جلوگیری از بروز شکست های سنگین فراهم خواهد شد.

پیشنهاد من در این بخش استفاده از الگوی تفکر انتقادی است. اینکه اغلب برندها از یک شیوه رایج استفاده می کنند، آن شیوه را مناسب برند ما نخواهد کرد. هر برندی شرایط خاص خود را دارد. به همین خاطر باید با تحلیل شرایط آن برند اقدام به انتخاب الگوی کسب و کار مناسب کنیم.

همکاری با کارشناس های کسب و کار در نگاه نخست هزینه اضافی خواهد بود، با این حال تاثیر آن بر روی سرنوشت کسب و کارمان انکارناپذیر به نظر می رسد.

انتهای پیام/م/