دنیای جدید نیازمند افراد توانمند است. آیا آماده هستید؟
دنیای مدرن در جهت انقلاب صنعتی چهارم در حال تغییر است. این دنیا به‌عنوان ائتلافِ فناوری‌هایی است که مرز میانی حوزه‌های دیجیتال، بیولوژیکی و فیزیکی را نامعلوم می‌کند.
پیشرفت‌های حوزه‌های رباتیک، هوش مصنوعی، نانو فناوری، محاسبات کوانتوم، فناوری زیستی، پرینت سه‌بعدی و وسایل نقلیه خودکار توصیف‌کننده آن هستند.
در این دوره جدید که بانام اقتصاد اطلاعات شناخته می‌شود، نیروی کار بر اساس سودمندی در خط مونتاژ یا توانایی کار با بهره‌وری بالا به‌عنوان جز کوچکی از مجموعه ارزش‌گذاری نمی‌شود. آن‌ها برای توانایی برای نوآوری در سریع‌تر گام برداشتن در این دنیای رقابتی ارزش‌گذاری می‌شوند.
بر اساس گزارشی که در سال 2016 به چاپ رسید، از سال 1955 تا 2016 فقط 12 درصد از 500 شرکت قادر به حفظ جایگاه خود در بالای سلسله‌مراتب بودند. شرکت‌هایی که نوآوری و خلاقیت ندارند، دیگر در لیست رقابتی وجود نخواهند داشت.
در این مقاله، به بررسی مهارت‌های موردنیاز کارآفرینان اشاره می‌شود.

1. توانایی حل مسئله پیچیده
پیچیدگی به‌عنوان شماری از متغیرها و دروندادهای درون یک سیستم تعریف می‌گردد. حل مسئله یکی از مهم‌ترین فرآیندهاي تفکر است که به افراد کمک می‌کند تـا مقابلـه مؤثري با مشکلات و چالش‌های زندگی داشته باشند و در سلامت روانـی و اجتمـاعی افـراد نقـش مهمـی بـازي می‌کند. انسان‌ها براي مقابله سازگارانه با موقعیت‌های تنش‌زا و کشمکش‌های زندگی، نیـاز بـه آمـوختن برخـی مهارت‌ها دارند. هدف از ارائه این مهارت، کمک به افراد در جهت شناخت هر چه‌بهتر خـود، برقـراري روابـط بـین فـردي مناسب و مؤثر، کنترل هیجانات، مدیریت داشتن بر شرایط تنش‌زا و حل کردن مسائل و مشکلات افراد اسـت. در سایه تأمین چنین هدفی، توانایی‌های روانی-اجتماعی افراد افزایش پیدا می‌کند. یک عامل مهم دیگر که به هنگام رویارویی با مسائل، توجه بدان ضروري است، آگاهی از فرآیند حل مسئله است. واقعیت این است که بسیاري از ما انسان‌ها نمی‌دانیم چگونه باید با مشکلات مقابله کنیم. به‌عبارت‌دیگر راهکار مشخصی براي حل مسئله خود نداریم. روانشناسان معتقدند که حل مسئله، یک فرایند اسـت و اگـر فـرد بخواهد برخورد درستی با مسئله خود داشته باشد بهتر است مراحلی را در این فرآیند طی کند.

2. تفکر انتقادی
تفکر انتقادی درواقع دست در دست حل مسائل پیچیده دارد. تعریف ساده تفکر انتقادی بسیار ساده، واضح و دارای ساختار منطقی است. یکی از ویژگی‌های اساسی انسان آگاهی از رفتار خود و برخورداری از نیروی تفکر است. به‌عبارت‌دیگر انسان می‌تواند از رفتار خودآگاه باشد و در برخورد با مسائل و امور متفاوت از نیروی تفکر خود استفاده کند. ازجمله خصلت‌های تفکر، خردورزی و شناخت خطاهای موجود است. جالب است که تفکر در حین خودسازی، خودویرانگری می‌کند. تفکر انتقادی یکی از ابعاد اساسی وجود انسان است و پرورش آن سبب رشد آدمی می‌شود.
تفکر انتقادی تقریباً به معنای تفکر اندیشمندانه و منطقی است که بر تصمیم‌گیری برای انجام دادن کاری یا باور آن متمرکز است. تفکر انتقادی فرآیند انتقادی نگاه گله‌مندانه و شکایت‌آمیز هم نیست، بلکه نگاهی تیزبینانه است. تفکر انتقادی فرآیندی تحلیلی است که به فرد کمک می‌کند تا در جریان یک مسئله شیوه‌ای مؤثر و سازماندهی‌شده قرار گیرد و درباره‌ی آن مشکل فکر کند.
شما به‌عنوان کارآفرین نیاز به ارائه‌ی ایده‌های جدید و مطرح کردن تصمیمات مناسب در مورد فرصت‌ها و پروژه‌های بالقوه دارید. عموم مردم فکر می‌کنند یا باید با خلاقیت زاده شد، یا اصلاً خلاقیتی در فرد وجود ندارد؛ اما واقعیت این است، خلاقیت مهارتی است که می‌توان آن را با صرف زمان و تلاش، ایجاد یا تقویت کرد.

3. خلاقیت
نگاهی به منابع معتبر مربوط به خلاقیت، نوآوری و تفکر خلاق نشان می‌دهد که ریشه‌ی همه‌ی این اصطلاحات در نوع و روش فکری انسان دارد. در حقیقت فرد خلاق کسی است که از ذهنی جستجوگر و آفریننده برخوردار باشد. اندیشمند کسی است که با نگریستن به پدیده‌ها و امور جاری زندگی چیزهایی را ببیند که مردم معمولی نمی‌بینند و درنهایت از منابع و امکانات جدید ترکیبی بسازد که در نظر دیگران چنین کاری ممکن نیست. بنا بر تعریفی خلاقیت " به‌کارگیری توانایی‌های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید" است. همین نویسنده ترکیب ایده‌ها و ایجاد پیوستگی بین ایده‌ها را برای حل یک مسئله از ویژگی‌های ذهن خلاق برمی‌شمرد. تفکر خلاق نوعی توان و مهارت ذهنی است که می‌تواند با به تصویر کشیدن مسائل و پدیده‌ها و تجزیه‌وتحلیل آن‌ها، ایده‌ها و راه‌حل‌های جدید را بیفزاید. تفکر خلاق با ایجاد ارتباط بین پدیده‌ها یک‌راه حل تازه برای حل مسائل پیاده می‌کند.
بین ویژگی‌های تفکر خلاق و عادی تفاوت‌هایی وجود دارد. تفکر خلاق نوعاً تفکری غیرمعمول و غیرعادی است و حتی ممکن است به‌ظاهر غیرمنطقی به نظر بیاید. به‌هرحال، تفکر خلاق، تفکری است که ازنظر ساختار، روش و فرآیند با تفکر عادی هماهنگ نیست.

4. مدیریت
دو عنصر برای مدیریت وجود دارد:
1. مردم. این بدین معنی است: هوش هیجانی، الهام بخشی، انگیزه بخشی، تشویق و رهبری.
2. مدیریت. این بدین معنی است: استخدام، اخراج، آموزش، نظم و ارزیابی.
این دو عنصر ممکن است عجیب به نظر برسند؛ اما مدیر کارآمدِ با تخصص، بین این دو عنصر تعادل لازم را برقرار می‌نماید و تیم خود را در جهت رسیدن به اهداف راهنمایی می‌کند. این ممکن است به‌عنوان نماینده همکاری برای رسیدن به اهداف راهبردی باشد. یا به‌عنوان کارآفرین این اهداف را به سمت نتایج خوشایند سوق دهد.
یکی از اصول مهم که هرکس برای شروع یک کسب‌وکار باید بداند این است که هیچ فرمول ساده‌ای برای موفقیت در کارآفرینی وجود ندارد. چه شرکت شما به‌صورت تیمی مدیریت شود و یا انفرادی، به‌هرحال در مسیر توسعه آن با انواع خطرها و مشکلات مواجه می‌شوید.
بنیان‌گذاران استارت‌آپ‌ها با مسائل داخلی زیادی ازجمله ساخت محصول و توسعه استراتژی تجاری و همچنین مسائل خارجی مانند تغییر در رفتار مشتری و نوسانات اقتصادی و بازاری مواجه می‌شوند. استارت‌آپ نیازمند مدیران قوی است که تیم را برای حرکت سریع و هدفمند تشویق کنند. کار در استارت‌آپ نیازمند صرف زمان و حوصله و انتخاب مدیرانی است که در شرایط سخت با پشتیبانی از اعضای تیم و مشارکتشان در کارها، تیم را مدیریت می‌کنند. مدیران باید بتوانند باهدف پایه‌گذاری واحدهای منسجم و قوی آماده رفع تمامی مشکلات پیش رو باشند.

5. مهارت‌های درون فردی
به‌عنوان یک کارآفرین، شما باید در ارتباطی نزدیک با افراد کارکنید و بسیار مهم است که شما قادر به برقراری ارتباط خوب با دیگر افراد ازجمله اعضای تیمتان، مشتریان، تأمین‌کنندگان، سهام‌داران و سرمایه‌گذاران باشید.
برخی افراد در این زمینه مهارت بیشتری نسبت به دیگران دارند، اما خوشبختانه امکان این وجود دارد که بتوانید این مهارت را آموخته و تقویت کنید. مهارت‌های درون فردی موردنیاز موارد زیر را شامل می‌شوند.
رهبری و انگیزش: آیا می‌توانید دیگران را رهبری کنید و به آن‌ها این انگیزه را بدهید که هدف شمارا دنبال کنند؟ آیا می‌توانید کاری را به دیگران محول کنید؟ به‌عنوان یک کارآفرین موفق، کارهای بسیار زیاد و سختی وجود دارد که به‌تنهایی قادر به انجام آن نیستید و برای عبور از مراحل ابتدایی کسب‌وکارتان به وجود دیگران نیازمندید.
مهارت ارتباط: آیا می‌توانید با انواع مختلف ارتباطات کنار بیایید؟ باید قادر باشید ارتباط خوبی برقرار کنید تا بتوانید چشم‌انداز خود از آینده را به سرمایه‌گذاران، مشتریان بالقوه و اعضای تیم معرفی کنید و آن‌ها را ترغیب کنید که شما را یاری کنند.
شنیدن: آیا به آنچه دیگران می‌گویند گوش فرا می‌دهید؟ توانایی شنیدن می‌تواند باعث پیروزی یا شکست شما به‌عنوان یک کارآفرین شود. سعی کنید مهارت گوش دادن فعال را به دست آورید.
روابط شخصی: آیا شما هوش عاطفی بالایی دارید؟ هرچه هوش عاطفی بالاتری داشته باشید، کار با دیگران برایتان آسان‌تر خواهد بود. خبر خوب اینکه می‌توانید هوش عاطفی خود را بالا ببرید!
مذاکره: آیا مذاکره‌کننده‌ی خوبی هستید؟ نه‌تنها باید بر سر قیمت‌ها مذاکره کنید، بلکه باید قادر به حل اختلافات به شیوه‌ای مثبت و عادلانه باشید.
اخلاق: آیا با افراد بر اساس احترام، عدالت و صداقت رفتار می‌کنید؟ اگر با کارکنان، مشتریان و سرمایه‌گذاران رفتار نادرستی داشته باشید، ساخت یک گروه شاد و منسجم دور از دسترس خواهد بود.
منبع:
www.hackernoon.com