8 اشتباهی که مؤسسین در آغاز کسب‌وکار انجام می‌دهند!

من به هرکسی که تازه شرکت خود را تأسیس کرده و گسترش داده است بسیار علاقه‌مند هستم. آن‌ها به کار خود اعتقاد راسخ دارند و بر ایجاد آینده‌ای درخشان بر اساس ایده‌های درخشان متمرکز هستند. آن‌ها اشتیاق کافی برای ورود به این حوزه را دارا و برای آغاز یک کسب‌وکار آماده هستند.

زمانی که آن‌ها به موفقیت می‌رسند، اغلب واقعاً باعث تغییرات اساسی در دنیا و حساب بانکی بسیاری از افراد پیرامون خود می‌شوند؛ و این دقیقه دلیلی است که من به آن‌ها علاقه‌مند هستم و باکمال احترام معتقد هستم که آن‌ها همیشه دچار اشتباه می‌شوند و بیشتر اوقات، اشتباهی را که مؤسسین دیگر مرتکب شده‌اند را تکرار می‌کنند.

در دنیای کارآفرینی قانون مشخصی وجود ندارد. هیچ نقشه‌ای وجود ندارد که موفقیت کسب‌وکار نوپای شمارا تضمین نماید. به‌عنوان وکیلی که با موکلین زیادی برای مشکلات مالی در ارتباط بودم، این افراد از خطرات پیرامون خود می‌توانند ناآگاه باشند و بینشی برای اجتناب از این خطرات و مشکلات که ممکن است بقای شرکت و کسب‌وکار را به خطر بی اندازد ندارند.

در این بخش مواردی از اشتباهات رایجی که مؤسسین در زمان غرق شدن در کسب‌وکار باید از آن‌ها دوری کنند ارائه‌شده است:

  1. بی‌توجهی به ریسک بازار در آغاز ایجاد کسب‌وکار

عنصر ریسک همراه با به راه انداختن یک کسب‌وکار شمارا به‌سوی اتفاقات ناگوار بسیاری هدایت خواهد کرد. بی‌توجهی یا دست‌کم گرفتن ریسک بازار یکی از بزرگ‌ترین دلایل ناکامی و شکست کسب‌وکار است. بیشتر مؤسسین تأکید زیادی بر عالی سازی پایگاه‌های فناوری کسب‌وکار خوددارند که قابل‌درک است؛ چون بسیاری از مؤسسین، تکنولوژیست های مشتاق هستند. ولی این موضوع برای کسب اطمینان از ارائه ارزش واقعی کسب‌وکار پایگاه‌های آن‌ها کافی نیست؛ اما همان‌طور که در کتاب موردعلاقه من، «موفق‌ترین استارتاپ های آمریکا: دروسی برای کارآفرینان» نشان می‌دهد، بسیاری از استارتاپ ها هزینه‌های بسیاری صرف تولید و فناوری برای یافتن راه‌حل می‌پردازند، اما این در بازار کار اشتباهی است و ممکن است باعث ناکامی شما شود. به گفته نویسندگان این کتاب، مکس فینگر و اولیور سامور، رویکرد بهتر در این خصوص، صرف زمان برای صحبت با مشتریان احتمالی برای درک و فهم نیازها و تائید ایده‌های خود است.

  1. بهره‌گیری از نصایح اشتباه

صحبت کردن واقعاً هزینه‌ای در برندارد، یا همان‌طور که شکسپیر در اتلو بیان کرد، «پرگویی بدون تمرین». این کلماتی است در سیلیکون والی نیز به‌وفور به چشم می‌خورند اما بیشتر آن‌ها نصایح اشتباهی هستند. چیزی که پرواضح است این است که بیشتر افراد با بینش ارزشمند در بالاترین سطح نیاز در جامعه هستند، درصورتی‌که افرادی که زمان زیادی برای در اختیار قرار دادن نصایح صرف می‌کنند به‌طورمعمول ارزش و بهایی برای بهره‌مند ساختن در اختیار ندارند. زمانی که به دنبال بهره‌مندی از نصایح هستید، منبع را موردبررسی قرار دهید و پاسخ خود را به نسبت سبک و سنگین نمایید.

  1. چشم‌پوشی از بازخوردهای سازنده

مؤسسین باید در خصوص چشم‌پوشی از بازخوردهای مشتریان احتمالی که عمیقاً با کسب‌وکار شما یا در خصوص سرمایه‌گذاری یا خرید محصول درگیر هستند محتاط باشند. به‌عنوان‌مثال، یکی از موفق‌ترین شرکت‌های یکی از موکلین من، سال‌ها برای به پول رساندن یکی از محبوب‌ترین محصولات تلاش کرد. آن‌ها بالاخره با بهره‌مندی از بازخوردهای مشتریان و مشورت با متخصصین، یک مدل قیمتی برای کمک به موفقیت خود ترسیم نمودند.

  1. روند سریع حرکت

بسیاری از مفسرین استارتاپ اظهار می‌کنند که شما باید کار را آغاز کنید و بعد روند سریع را طی نمایید. ابتدا بازار را شناسایی نمایید و بهترین استعدادها در این حوزه را شناسایی کنید و بعد مرحله‌به‌مرحله به رشد و توسعه بپردازید. گاهی اوقات این موضوع صحیح است، زیرا من به شرکت‌ها و کسب‌وکارهای زیادی برخورده‌ام که با رویکرد رشد سریع به بن‌بست برخورد کرده‌اند.

  1. استخدام تیم نامناسب

یکی از مهم‌ترین اقدامات و تصمیمات در حوزه مدیریت انسانی، استخدام است. این موضوع آن‌قدر حائز اهمیت است که برخی متخصصین استخدام را سنگ بنای موفقیت سازمان­ها می­دانند. به عقیده پیتر دراکر هیچ سازمانی نمی­تواند کاری بیش از توانایی کارکنانش انجام دهد. استخدام افراد مناسب و شایسته کمک می­کند تا راهبردهای سازمان به‌خوبی محقق شوند. استخدام نیروهای خلاق کسب‌وکار را خلاق و استخدام کارکنان منظم کسب‌وکار را منظم می­کند، سازمان­ها و مدیران آن­ها مایل‌اند کسانی را استخدام کنند که با فضا، فرهنگ و ارزش­های سازمان سازگارند و به رشد، تقویت و تحکیم آن کمک می­کند.

بسیاری از تلاش‌های آموزشی و انگیزشی شرکت‌ها به سرانجام مطلوب نمی­رسند و به اهداف خود نائل نمی‌شوند فقط به این دلیل که در استخدام افراد اشتباه شده است و افراد در موقعیت­های سازمانی قرارگرفته‌اند که مناسب آن نیستند. به تعبیر دیگر هیچ برنامه آموزشی یا انگیزشی نمی­تواند اشتباهاتی که در زمان استخدام رخ‌داده است را جبران کند.  انتخاب درست کارکنان به این معنی است که آن­ها با شغل، همکارشان و سازمان تناسب دارند و تناسب یکی از عواملی است که موجب حفظ ارتباط و پایداری رابطه استخدامی می­شود.

فرایند استخدام سه رکن اصلی دارد که مثلث استخدام، ارتباط و تعامل این سه رکن را نشان می‌دهد. این سه رکن با یکدیگر در تعامل هستند و بر یکدیگر اثر می‌گذارند. برای مثال فقط وقتی تعریف و تعیین شد چه قابلیت‌هایی موردنیاز است می‌توان ابزارها و آزمون‌های مناسب و مرتبط را انتخاب کرد.

  1. دست بالا گرفتن چالش‌های سرمایه محل کاشت ایده

سرمایه‌گذاران مرحله کشت ایده اولین حامی استارتاپ‌ها می‌باشند. یک فردی که تازه به تأسیس شرکت خود پرداخته است، می‌تواند با یک جستجوی اینترنتی افراد مختلفی برای سرمایه‌گذاری پیدا کند. در این مرحله سرمایه‌گذار طبق قوانین و فرمت‌های پذیرفته‌شده در بازار بخشی از سهام شرکت (کسب‌وکار نوپا) را خریداری می‌کند. شرکت، ارزش‌گذاری اولیه می‌شود و سپس سرمایه جذب می‌شود.

سرمایه مرحله کشت ایده به معنی دانه گذاری است؛ یعنی سرمایه‌گذار به کسب‌وکار کمک می‌کند تا به درآمد اولیه برسد یا اینکه برای سرمایه‌گذاری‌های بعدی آماده شود. پول مرحله کشت ایده می‌تواند از کمک دوستان یا فامیل، سرمایه‌گذاران معتبر، سرمایه‌گذاران خطرپذیر، سرمایه‌گذاران فرشته یا سرمایه‌گذاران جمعی نیز تأمین شود.

ولی آن‌قدرها هم کشت سرمایه دشوار نیست، مؤسسین نباید خیلی ازخودراضی در خصوص این موضوع برخورد نمایند. کسب‌وکارهایی وجود داشته‌اند که تنها با انتخاب اسم مناسب به موفقیت رسیدند.

  1. انتخاب مشتریان نادرست

علاقه‌مندی زیاد برای به دست آوردن فروش اول و کسب درآمد باعث می‌شود بسیاری از کارآفرینان چشم خود را روی ویژگی‌های مشتری ببندند. آیا این مشتری می‌تواند به من بازخورد درستی از محصول بدهد؟ آیا اطلاعات ارزشمندی برای بهبود محصول به من خواهد داد؟ برخی از کارآفرینان مورد مصاحبه بیان داشتند که باید در انتخاب جامعه مشتریان اولیه خود دقت بیشتری به خرج می‌دادند. باید در مورد انتخاب مشتریان اولیه به این نکته دقت کرد که مشتری درک درستی از حوزه کار داشته باشد، در کار خود حرفه‌ای باشد و به محصول به چشمی انتقادی نگاه کند. به‌طور مثال کاربران حرفه‌ای کامپیوتر و مهندسان نرم‌افزار برای یک محصول نرم‌افزاری، یک جامعه مشتری اولیه بسیار عالی به شمار می‌آیند زیرا علاوه بر توجه زیاد به جزییات، از قابلیت‌های محصولات رقیب نیز خبردار هستند.

  1. خستگی ذهنی

خستگی ذهنی به‌صورت یک وضعیت روانی-فیزیولوژیکی تعریف می‌شود که درنتیجه استمرار انجام یک کار به وجود می‌آید. انجام طولانی‌مدت کاری که نیاز به تمرکز دارد به خستگی ذهنی منجر می‌شود. چنانکه بسیاری از حوادث ناگوار صنعتی می‌تواند به دلیل خستگی ذهنی رخ‌داده باشد. خستگی ذهنی به‌صورت تغییر منفی در حالت یا وضعیت روانی-فیزیولوژیکی تعریف می‌شود که به دلیل کار مستمر ایجادشده است. این تغییر در وضعیت جنبه‌های ذهنی و جنبه‌های عینی مختلفی دارد که ازجمله می‌توان به مقاومت در برابر کار بیشتر کاهش توان تجزیه‌وتحلیل و تغییرات خلق‌وخو اشاره نمود.

مؤسسین تحت‌فشار بسیار زیادی هستند. به‌صورت طبیعی بسیاری از آن‌ها 80 ساعت در هفته کار می‌کنند و خواب مناسب بدون کابوس و عرق سرد ندارند. آن‌ها اغلب بیش‌ازحد کار می‌کنند، تنها و سرشار از استرس هستند.

هیچ‌کس فرمول جادویی برای موفقیت مؤسسین سراغ ندارد؛ اما اگر آن‌ها قادر باشند از این مشکلات اجتناب نمایند، شانس دستیابی به موفقیت و رونق کسب‌وکار برای آن‌ها بیشتر خواهد شد.

منبع:

www.entrepreneur.com

مترجم:

مجید مظفری زاده